در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فاسد و خراب شده، معمولاً همراه با بوی بد.
Decayed and no longer fresh, often with a bad smell.
«میوه فاسد شده بود و قابل خوردن نبود.»
“The fruit was rotten and couldn't be eaten.”
«تخممرغهای گندیده بوی بسیار بدی دارند.»
“Rotten eggs smell very bad.”
رایج. بر تجزیه ماده ارگانیک تأکید دارد و در بسیاری از موارد قابل جایگزین است.
Common. Emphasizes breakdown of organic matter, interchangeable in many contexts.
رایج. به وجود کپک اشاره دارد و معنای ضیقتری نسبت به rotten دارد.
Common. Specifically refers to presence of mold; narrower than rotten.