rots

/rɒts/
rotto decay or decompose-sthird person singular present
verb (فعل)commonpast (گذشته): rottedpast participle (مفعولی): rotted-ing (حال): rotting3rd (سوم): rots

فعل — می‌پوسد

می‌پوسدفاسد می‌شود

به دلیل فرآیندهای طبیعی می‌پوسد یا تجزیه می‌شود.

Decays or decomposes due to natural processes.

«میوه اگر طولانی بماند می‌پوسد.»

Fruit rots if left too long.

«چوب در شرایط مرطوب می‌پوسد.»

Wood rots in damp conditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
decaysفساد می‌یابد

رایج. معنی مشابه تجزیه شدن در طول زمان.

Common. Similar meaning of breaking down over time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000