roundhouse
اسم — گردانخانه
ساختمانی دایرهای شکل، به ویژه ساختمانی که برای نگهداری و تعمیر لوکوموتیوها استفاده میشود.
A circular building, especially one used for housing and repairing locomotives.
«گردانخانه قدیمی اکنون یک موزه راهآهن است.»
“The old roundhouse is now a railway museum.”
«کارگران لوکوموتیو را برای تعمیر و نگهداری به گردانخانه هل دادند.»
“Workers pushed the locomotive into the roundhouse for maintenance.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. ساختمانی یا اتاقی دایرهای، اغلب با گنبد. این یک اصطلاح معماری عمومی است، در حالی که 'roundhouse' به طور خاص به عملکرد آن برای قطارها اشاره دارد. یک موزه ممکن است روتندا داشته باشد، اما نه یک roundhouse.
Formal. A circular building or room, often with a dome. It's a general architectural term, whereas a 'roundhouse' specifically implies its function for trains. A museum might have a rotunda, but not a roundhouse.
اسم — لگد چرخشی
یک ضربه لگد قدرتمند در هنرهای رزمی که با حرکت گسترده و چرخشی پا زده میشود.
A powerful kick in martial arts, delivered with a wide, sweeping motion of the leg.
«او یک لگد چرخشی بینقص به سر حریفش زد.»
“He landed a perfect roundhouse to his opponent's head.”
«مربی به ما یاد داد که چگونه یک لگد چرخشی را به درستی اجرا کنیم.»
“The instructor taught us how to execute a roundhouse kick properly.”
صفت — چرخشی
(در مورد مشت یا لگد) که با حرکت گسترده و چرخشی انجام میشود.
(Of a punch or kick) made with a wide, sweeping motion.
«او یک مشت چرخشی زد که به هدف نخورد.»
“He threw a roundhouse punch that missed.”
«او ساعتها لگد چرخشی خود را تمرین کرد.»
“She practiced her roundhouse kick for hours.”