roundy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

round·y/ˈraʊndi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): roundiersuperlative (عالی): roundiest

صفت — گردمانند

گردمانندکمی گرد

تاحدودی گرد یا دارای شکل گرد

somewhat round or rounded in shape

«میوه شکل کمی گرد داشت.»

“The fruit had a roundy shape.”

«چهره‌اش کمی گرد و نرم بود.»

“Her face was roundy and soft.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000