rower

row·er/ˈroʊər/
rowpropel a boat with oars-erperson who does something
1noun (اسم)commonplural (جمع): rowers

اسم — پاروزن

پاروزنقایقران

کسی که قایق پارو می‌زند، به خصوص به عنوان یک ورزشکار.

A person who rows a boat, especially as a sport.

«پاروزن مسابقه را در زمان رکورد به پایان رساند.»

The rower finished the race in record time.

«او رویای تبدیل شدن به یک پاروزن المپیکی را در سر دارد.»

She dreams of becoming an Olympic rower.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oarsmanپاروزن (مرد)

رسمی/سنتی. به طور خاص به یک پاروزن مرد اشاره دارد. برای یک پاروزن مرد قابل جایگزینی است اما کمتر رایج و جنسیت‌گراست. «پاروزن محکم پارویش را کشید» صحیح است، اما «او یک پاروزن عالی است» (برای زن) اشتباه است.

Formal/Traditional. Specifically refers to a male rower. Can be used interchangeably for a male rower but is less common and gender-specific. 'The oarsman pulled hard on his oar' works, but 'She is a great oarsman' is incorrect.

2noun (اسم)commonplural (جمع): rowers

اسم — دستگاه پاروزنی

دستگاه پاروزنیروئینگ ماشین

دستگاهی که برای ورزش داخل سالن استفاده می‌شود و حرکت پاروزنی را شبیه‌سازی می‌کند.

A piece of equipment used for indoor exercise that simulates the action of rowing.

«او از دستگاه پاروزنی برای تمرین کاردیو روزانه خود استفاده می‌کند.»

He uses the rower for his daily cardio workout.

«یک دستگاه پاروزنی خوب می‌تواند تمرین کاملی برای کل بدن فراهم کند.»

A good rower can provide a full-body workout.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000