run out of steam

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌrʌn aʊt əv ˈstiːm/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از نفس افتادن

از نفس افتادنانرژی کم آوردن

انرژی، اشتیاق یا شتاب خود را از دست دادن و نتوانستن مؤثر ادامه داد.

To lose energy, enthusiasm, or momentum and be unable to continue effectively.

«تیم نزدیک پایان از نفس افتاد.»

The team ran out of steam near the end.

«پروژه‌ام بعد از مارس دیگر پیشرفتی نداشت.»

My project ran out of steam after March.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000