run on empty

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run on emp·ty/ˌrʌn ɑn ˈɛmpti/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با آخرین توان ادامه دادن

با آخرین توان ادامه دادنبی‌رمق کار کردن

با وجود نداشتن تقریباً هیچ انرژی، سوخت یا توان روحی، به کار ادامه دادن.

To keep functioning despite having almost no energy, fuel, or emotional strength left.

«بعد از شیفت شب، دیگر رمقی نداشتم.»

After the night shift, I was running on empty.

«ماشین با باک تقریباً خالی به حرکت ادامه داد.»

The car kept running on empty.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000