run into the sand

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

run in·to the sand/rʌn ˈɪntu ðə sænd/
phrase (عبارت)dated

عبارت — به بن‌بست رسیدن

به بن‌بست رسیدنمتوقف شدن

به‌ویژه دربارهٔ طرح یا پروژه، بر اثر دشواری‌ها از حرکت و پیشرفت بازماندن.

To fail or stop progressing because of difficulties, especially a plan or project.

«مذاکرات پس از ماه‌ها گفت‌وگو به بن‌بست رسید.»

The negotiations ran into the sand after months of talks.

«پروژه‌شان چون بودجه تمام شد متوقف شد.»

Their project ran into the sand because funding ended.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000