russe

/ruːs/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): russes

اسم — دسر روسی

دسر روسیکرم باواریاموس

نوعی دسر غنی و قالبی که معمولاً با کرم باواریایی یا موس تهیه می‌شود.

A type of rich, molded dessert, typically made with Bavarian cream or mousse.

«ما بعد از شام یک دسر روس لذیذ خوردیم.»

We enjoyed a delicious russe after dinner.

«آشپز برای مراسم ویژه یک دسر روس تمشک آماده کرد.»

The chef prepared a raspberry russe for the special event.

2adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more russesuperlative (عالی): most russe

صفت — روسی

روسی

مربوط به روسیه یا زبان آن؛ روسی.

Of or relating to Russia or its language; Russian.

«او تاریخ و فرهنگ روسی را مطالعه می‌کند.»

He studies Russe history and culture.

«سفیر با لهجه‌ای روان روسی صحبت کرد.»

The ambassador spoke in a fluent Russe accent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000