rusticity

rus·tic·i·ty/rʌˈstɪsɪti/
rusticrelating to the countryside or rural life-itystate or quality
noun (اسم)formal

اسم — سادگی روستایی

سادگی روستاییظرافت روستاییحال و هوای روستایی

کیفیت ساده، روستایی یا غیرپیشرفته بودن.

The quality of being simple, rural, or unsophisticated.

«سادگی روستایی کلبه، گردشگرانی را که به دنبال آرامش بودند جذب کرد.»

The rusticity of the cabin attracted visitors seeking peace.

«نقاشی‌هایشان حال و هوای روستایی زندگی را نشان می‌دهد.»

Their paintings show the rusticity of village life.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000