sacramental
صفت — مربوط به آیینهای مقدس
مربوط به آیینهای مقدس (سکرهمنتها) یا تشکیلدهنده آنها، بهویژه در مسیحیت.
Relating to or constituting a sacrament or sacraments.
«کشیش آیینهای مقدس را اجرا کرد.»
“The priest performed the sacramental rites.”
«عشای ربانی برای بسیاری از مسیحیان یک عمل مقدس است.»
“Communion is a sacramental act for many Christians.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. «مقدس» اصطلاحی گستردهتر برای هر چیزی است که مقدس یا الهی تلقی شود و لزوماً به آیینهای مقدس گره نخورده است. وقتی به قداست عمومی اشاره میکنید، نه لزوماً یک آیین مذهبی، از آن استفاده کنید. مثال: یک مکان مقدس. اما برای آیینهای مقدس معمولاً از واژه sacramental استفاده میشود.
Everyday. 'Holy' is a broader term for anything considered sacred or divine, not specifically tied to sacraments. Use when referring to general sanctity, not necessarily a religious rite. 'A holy place' works, 'a holy communion' is usually 'sacramental communion'.
روزمره. «دینی» بسیار گسترده است و به هر چیزی که به طور کلی با دین مرتبط باشد اشاره دارد، نه فقط آیینهای خاص. برای هر چیزی که به طور گسترده با ایمان یا عمل مذهبی مرتبط است، نه لزوماً مناسک مقدس، از آن استفاده کنید. مثال: باورهای دینی. مثال: یک مراسم دینی میتواند مقدس باشد یا نباشد.
Everyday. 'Religious' is very broad, referring to anything connected to religion in general, not just specific rites. Use for anything broadly connected to faith or religious practice, not specifically the sacred rituals. 'Religious beliefs' works, 'a religious ceremony' can be sacramental or not.
اسم — شیء مقدسگونه
یک شیء یا مناسک مذهبی (غیر از سکرهمنت اصلی) که توسط کشیش تقدیس شده است.
A religious object or ritual, other than a sacrament, that has been blessed by a priest.
«آب مقدس یک شیء مقدسگونه رایج در کلیسای کاتولیک است.»
“Holy water is a common sacramental in the Catholic Church.”
«برکات از مراسم فرعی مقدس هستند که ما را برای دریافت فیض آماده میکنند.»
“Blessings are sacramentals that prepare us for grace.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/مذهبی. 'یادگار مقدس' معمولاً یک شیء فیزیکی است، اغلب بخشی از بدن یک قدیس یا شیئی مرتبط با یک فرد مقدس، که اعتقاد بر این است که قدرت معنوی دارد. Sacramental به هر شیء یا مناسک مقدس شده اشاره دارد. مثال: آنها یادگار مقدس قدیس را گرامی داشتند. مثال: آب مقدس یک sacramental است، نه یک یادگار مقدس.
Formal/religious. A 'relic' is typically a physical object, often a piece of a saint's body or an item associated with a holy person, believed to have spiritual power. Sacramental refers to any blessed item or ritual. 'They venerated the relic of the saint' works. 'Holy water is a sacramental, not a relic.'