در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل فداکاری و گذشت از چیزی ارزشمند برای هدفی مهمتر.
The act of giving up something valuable for a greater good.
«آنها فداکاری برای خانوادهشان کردند.»
“They made a sacrifice for their family.”
«فداکاری اغلب برای موفقیت لازم است.»
“Sacrifice is often necessary for success.”
گذشتن از چیزی ارزشمند به خاطر دیگران یا هدفی خاص.
To give up something valuable for the sake of others or a cause.
«او زمانش را فدا کرد تا به دیگران کمک کند.»
“She sacrificed her time to help others.”
«سربازان برای کشورشان جان خود را فدا میکنند.»
“Soldiers sacrifice their lives for their country.”