sacry

sac·ry/ˈsækri/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): sacriersuperlative (عالی): sacriest

صفت — مقدس

مقدسپاک

شکل کمیاب یا کهنه به معنی مقدس یا پاک.

Rare or archaic form meaning sacred or holy.

«یادگار مقدس در کلیسای کوچک نگهداری می‌شد.»

The sacry relic was kept in the chapel.

«متن توسط معتقدان مقدس شمرده می‌شد.»

The text was considered sacry by believers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sacredمقدس

مترادف رایج و امروزی به معنای مقدس.

Common modern synonym meaning holy or consecrated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000