safekeeping

safe·keep·ing/ˈseɪfˌkiːpɪŋ/
safefree from dangerkeepto hold or retain-ingnoun form
noun (اسم)formal

اسم — نگهداری امن

نگهداری امنحفظ ایمن

نگهداری چیزی در جای امن برای حفاظت.

The act of keeping something in a safe place for protection.

«او مدارک را برای نگهداری امن به او سپرد.»

He gave the documents to her for safekeeping.

«جواهرات در بانک به صورت ایمن نگهداری می‌شد.»

The jewelry was kept in safekeeping at the bank.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protectionحفاظت

رسمی. بر حفاظت از آسیب یا از دست دادن تاکید دارد.

Formal. Emphasizes guarding from harm or loss.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000