sagely

sage·ly/ˈseɪdʒli/
sagewise person-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): sageposition (جایگاه): end

قید — عاقلانه

عاقلانهخردمندانه

به شیوه‌ای دانا، عاقلانه یا با تدبیر.

In a wise, thoughtful, or prudent manner.

«بعد از شنیدن نصیحت، خردمندانه سر تکان داد.»

He nodded sagely after hearing the advice.

«معلم درباره درس‌های زندگی با حکمت صحبت کرد.»

The teacher spoke sagely about life lessons.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wiselyعاقلانه

مترادف رایج و تأکید بر قضاوت خوب.

Common synonym emphasizing good judgment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000