saleratus

sal·e·ra·tus/ˌsæləˈreɪtəs/
1noun (اسم)dated

اسم — جوش شیرین

جوش شیرینبی‌کربنات سدیم

جوش شیرین (بی‌کربنات سدیم) که به عنوان یک عامل ورآورنده در پخت و پز استفاده می‌شود.

Baking soda (sodium bicarbonate), especially when used as a leavening agent in baking.

«مادربزرگم در بیسکویت‌هایش از جوش شیرین استفاده می‌کرد.»

My grandmother used saleratus in her biscuits.

«جوش شیرین با اسید واکنش می‌دهد تا دی‌اکسید کربن تولید کند.»

Saleratus reacts with acid to produce carbon dioxide.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): saleratuses

اسم — نمک کربناته

نمک کربناتهبی‌کربنات پتاسیم

هر یک از نمک‌های کربناته، به ویژه بی‌کربنات پتاسیم.

Any of several carbonated salts, especially potassium bicarbonate.

«شیمیدان این ترکیب را نوعی سالراتوس شناسایی کرد.»

The chemist identified the compound as a form of saleratus.

«برخی متون تاریخی به انواع مختلفی از سالراتوس اشاره دارند.»

Some historical texts refer to different types of saleratus.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000