saluting

sa·lut·ing/ˈsæljuːtɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): salutedpast participle (مفعولی): saluted-ing (حال): saluting3rd (سوم): salutes

فعل — سربازی کردن

سربازی کردناحترام نشان دادن

مصدر استمراری فعل salute؛ احوالپرسی یا نشان دادن احترام، به ویژه با حرکت دستی.

Present participle of salute; to greet or show respect, especially with a gesture.

«سربازان به فرمانده خود احترام می‌گذاشتند.»

The soldiers were saluting their commander.

«او در طول مراسم به پرچم احترام گذاشت.»

He was saluting the flag during the ceremony.

تفاوت با واژه‌های مشابه
greetingخوشامدگویی

رایج. عمل سلام کردن یا نشان دادن احترام، در برخی موارد با saluting نزدیک است.

Common. The act of saying hello or showing respect, similar to saluting in some contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000