در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قسمت یا مقدار کوچکی که برای نشان دادن چگونگی کل یک چیز در نظر گرفته شده است.
A small part or quantity intended to show what the whole is like.
«میتوانم یک نمونه از آن عطر داشته باشم؟»
“Could I have a sample of that perfume?”
«این نظرسنجی از یک نمونه تصادفی ۱۰۰۰ نفری استفاده کرد.»
“The survey used a random sample of 1000 people.”
رسمی/فنی. یک حیوان، گیاه، قطعهای از یک کانی و غیره که به عنوان نمونهای از گونه یا نوع خود برای مطالعه علمی یا نمایش استفاده میشود. 'نمونه خون برای آزمایش گرفته شد' درست است. 'Sample' گستردهتر است و میتواند به هر بخشی از یک کل اشاره کند.
Formal/technical. A single animal, plant, piece of a mineral, etc., used as an example of its species or type for scientific study or display. 'A blood specimen was taken for analysis' works. 'Sample' is broader and can refer to any part of a whole.
روزمره. چیزی که ویژگیهای نوع خود را نشان میدهد یا یک قانون کلی را توضیح میدهد. 'این نقاشی یک مثال عالی از کارهای اولیه اوست' درست است. در حالی که یک مثال میتواند در یک معنای انتزاعی یک 'نمونه' باشد، 'sample' اغلب به یک بخش فیزیکی اشاره دارد.
Everyday. A thing characteristic of its kind or illustrating a general rule. 'This painting is a perfect example of his early work' works. While an example can be a 'sample' in an abstract sense, 'sample' more often refers to a physical portion.
مقدار کمی از چیزی، به ویژه غذا یا نوشیدنی را برای آزمایش یا امتحان کردن برداشتن.
To take a small quantity of something, especially food or drink, to test or try it.
«ما چند شراب محلی را در تاکستان چشیدیم.»
“We sampled some local wines at the vineyard.”
«پزشک از بافت برای بیوپسی نمونهبرداری کرد.»
“The doctor sampled the tissue for biopsy.”
روزمره. حس کردن طعم (چیزی) با قرار دادن آن در دهان. 'او سوپ را چشید تا ببیند نمک بیشتری نیاز دارد یا نه' درست است. 'Sample' به معنای امتحان کردن یک بخش کوچک از چیزی است، نه لزوماً فقط برای طعم، بلکه برای گرفتن یک ایده کلی.
Everyday. To perceive the flavor of (something) by taking it into the mouth. 'She tasted the soup to see if it needed more salt' works. 'Sample' implies trying a small portion of something, not necessarily just for flavor, but to get a general idea.
روزمره. آزمایش یا تجربه (چیزی) برای کشف کیفیتها یا اثربخشی آن. 'این دستور غذای جدید را امتحان کن' درست است. 'Sample' به طور خاص به امتحان کردن مقدار کمی، اغلب از یک محصول یا غذا، قبل از تعهد به آن اشاره دارد.
Everyday. To test or experiment with (something) to discover its qualities or effectiveness. 'Try this new recipe' works. 'Sample' specifically refers to trying a small amount, often of a product or food, before committing.