saturn

Sat·urn/ˈsætərn/
1noun (اسم)common

اسم — زحل

زحلکیوان

ششمین سیاره از خورشید که به خاطر سامانه حلقه‌های برجسته‌اش شناخته می‌شود.

The sixth planet from the Sun, known for its prominent system of rings.

«زحل یک غول گازی با حلقه‌های زیبا است.»

Saturn is a gas giant with beautiful rings.

«ستاره‌شناسان دهه‌هاست که قمرهای زحل را مطالعه کرده‌اند.»

Astronomers have studied Saturn's moons for decades.

2noun (اسم)technical

اسم — ساتورن (خدای رومی)

ساتورن (خدای رومی)

در اساطیر رومی، خدای کشاورزی و برداشت محصول که اغلب با زمان مرتبط است.

In Roman mythology, the god of agriculture and harvest, often associated with time.

«معبد ساتورن یک مکان مهم در روم باستان بود.»

The temple of Saturn was an important site in ancient Rome.

«ساتورن اغلب با داس به تصویر کشیده می‌شد.»

Saturn was often depicted with a scythe.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000