در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
استخوانی قایقمانند در مچ دست، یکی از استخوانهای مچ.
A boat-shaped bone in the wrist, one of the carpal bones.
«او در حین سقوط، استخوان ناوی مچ دستش را شکست.»
“He fractured his scaphoid bone during the fall.”
«استخوان ناوی برای حرکتپذیری مچ دست استخوان مهمی است.»
“The scaphoid is an important bone for wrist mobility.”
مربوط به قایق یا شبیه به قایق؛ قایقمانند.
Relating to or resembling a boat; boat-shaped.
«استخوان ناوی به دلیل شکل قایقمانندش به این نام خوانده میشود.»
“The scaphoid bone is named for its scaphoid shape.”
«برخی حشرات بالهایی به شکل قایق دارند.»
“Some insects have scaphoid-shaped wings.”
فنی/آناتومیک. «ناوبَر» مترادف مستقیمی است و اغلب در زمینههای آناتومیک برای توصیف ساختارهای قایقمانند، به ویژه استخوانها، به صورت جایگزین استفاده میشود. به عنوان مثال، «استخوان ناوبَر» رایج است.
Technical/Anatomical. 'Navicular' is a direct synonym and often used interchangeably in anatomical contexts to describe boat-shaped structures, particularly bones. For example, 'navicular bone' is common.