scapegoat

scape·goat/ˈskeɪpˌɡoʊt/
noun (اسم)commonplural (جمع): scapegoats

اسم — گوسفند قربانی

گوسفند قربانیباغذر

کسی که بی‌دلیل و ناحق مسئول اشتباهات دیگران معرفی می‌شود.

A person who is unfairly blamed for the mistakes or faults of others.

«او را به عنوان مقصر شکست پروژه معرفی کردند.»

They made him the scapegoat for the failed project.

«او به عنوان قربانی مشکلات تیم استفاده شد.»

She was used as a scapegoat for the team’s problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
patsyمقصر فرض شده

محاوره‌ای/عامیانه. شبیه fall guy، اما احتمالا در دام افتاده باشد.

Informal/slang. Similar to fall guy, often implies being fooled or tricked into blame.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000