patsy

pat·sy/ˈpæt.si/
noun (اسم)informalplural (جمع): patsies

اسم — آدم قربانی

آدم قربانیگناهکار ناآگاه

کسی که به آسانی فریب می‌خورد یا به او تهمت زده می‌شود

A person who is easily tricked or blamed for something

«او قربانی این رسوایی شد.»

He was made the patsy in the scandal.

«در نقش قربانی نباش؛ از خودت دفاع کن.»

Don't be a patsy; stand up for yourself.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pushoverساده دل

غیررسمی. کسی که به آسانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ همیشه مربوط به گناه نیست.

Informal. Someone easily controlled or influenced; not always about blame specifically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000