pushover

push·o·ver/ˈpʊʃˌoʊ.vɚ/
noun (اسم)informalplural (جمع): pushovers

اسم — آدم ساده‌لوح

آدم ساده‌لوحسست عنصر

شخصی که به‌راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرد یا کنترل می‌شود

A person who is easily persuaded or dominated

«اینقدر ساده‌لوح نباش؛ از خودت دفاع کن.»

Don’t be such a pushover; stand up for yourself.

«او در قرض دادن پول خیلی سست عنصر است.»

He’s a pushover when it comes to lending money.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pushoverآدم ساده‌لوح

غیررسمی. به همان معنی و کاربرد سرواژه، در مکالمات روزمره برای کسی که به آسانی تحت تأثیر قرار می‌گیرد استفاده می‌شود.

Informal. Same meaning and usage as headword; used in everyday conversation to describe someone easily influenced.

soft touchآدم ضعیف

غیررسمی. می‌تواند به جای «pushover» برای توصیف کسی که به آسانی قانع می‌شود استفاده شود، به ویژه در زمینه پول یا لطف، کمتر رایج اما مشابه است.

Informal. Can replace 'pushover' to show a person easily persuaded, especially in contexts involving money or favors; less common but similar.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000