sceptical

scep·ti·cal/ˈskɛptɪkəl/
skept-to doubt-icalpertaining to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more scepticalsuperlative (عالی): most sceptical

صفت — شکاک

شکاکدوراندیش

دارای تردید یا شک نسبت به چیزی؛ به‌راحتی قانع نمی‌شود.

Having doubts or reservations about something; not easily convinced.

«او نسبت به وعده‌های سیاستمدار شک داشت.»

She was sceptical about the politician’s promises.

«من شک دارم که طرح همان‌طور که انتظار می‌رود عمل کند.»

I’m sceptical that the plan will work as expected.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doubtfulمردّد

روزمره. معنای مشابه ولی ممکن است شدت کمتری از sceptical داشته باشد.

Everyday. Similar meaning but can imply less intensity than 'sceptical'.

dubiousمشکوک

رسمی یا ادبی. دلالت بر شک و عدم اعتماد دارد؛ در بسیاری از مواقع قابل جایگزینی است.

Formal or literary. Implies suspicion or lack of trust; can replace 'sceptical' in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000