در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اسبی سفید یا خاکستری؛ به ویژه اسبی که تیره به دنیا میآید و با افزایش سن روشن میشود و در نهایت سفید میگردد.
A white or gray horse; specifically, a horse that is born dark and lightens with age, eventually turning white.
«اسب شیمِل با پوشش تقریباً سفیدش در مزرعه خودنمایی میکرد.»
“The schimmel stood out in the field with its almost white coat.”
«بسیاری از اسبهای لیپیزانر شیمِل هستند.»
“Many Lipizzaner horses are schimmels.”
(در مورد اسب) تغییر رنگ پیدا کردن به ویژگی روشنشدن و خاکستریشدن اسب شیمِل.
(Of a horse) To develop the characteristic lightening and graying of a schimmel.
«کره اسب من دارد شیمِل میشود، بنابراین در نهایت سفید خواهد شد.»
“My foal is starting to schimmel, so it will be white eventually.”
«پرورشدهنده مشاهده کرد که کره اسب تیره در چند سال اول زندگی خود شیمِل میشود.»
“The breeder observed the dark colt schimmel over its first few years.”