در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شاخه یا شاخه جوان یک گیاه، مخصوصاً آن که برای پیوند زدن استفاده میشود.
A young shoot or twig of a plant, especially one used for grafting.
«باغبان یک شاخه جوان سالم برای پیوند انتخاب کرد.»
“The gardener selected a healthy scion for grafting.”
«شاخههای جوان با دقت به ریشههای پایه در پیوند وصل میشوند.»
“Scions are carefully attached to rootstocks in grafting.”
فرزند یا وارث خانوادهای برجسته یا مشهور.
A descendant or heir of a notable family.
«او وارث یک خانواده بانکی ثروتمند است.»
“He is the scion of a wealthy banking family.”
«وارثان معمولاً با افتخار میراث خانوادگی را به دوش میکشند.»
“Scions often carry the family legacy with pride.”
رایج است و به رشد جدید گیاه گفته میشود، در باغبانی قابل جایگزینی است.
Common. Refers to new growth on plants, often interchangeable with scion in horticulture.
رایج و رسمی است. برای کسانی که میراث میبرند به کار میرود؛ scion معمولاً ادبیتر است.
Common/formal. Used for those inheriting titles or property; scion is often more literary.