scoping

scop·ing/ˈskoʊpɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scopedpast participle (مفعولی): scoped-ing (حال): scoping3rd (سوم): scopes

فعل — بررسی کردن

بررسی کردنمطالعه کردن

با دقت بررسی یا تحقیق برای درک یا برنامه‌ریزی چیزی.

Examining or investigating carefully to understand or plan something.

«آنها سایت را برای ساخت و ساز بررسی می‌کنند.»

They are scoping the site for construction.

«بررسی پروژه چند روز طول کشید.»

Scoping the project took several days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surveyingبررسی کردن

رسمی. بررسی دقیق یک ناحیه یا وضعیت.

Formal. Checking an area or situation closely.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000