scratches

scratch·es/ˈskræʧɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): scratches

اسم — خراش‌ها

خراش‌هاخش‌ها

خط‌ها یا خراش‌های سطحی روی یک چیز که معمولاً از سایش یا خراشیدن ایجاد شده‌اند.

Superficial marks or slight cuts on a surface typically caused by scraping or rubbing.

«گربه روی مبل خراش انداخت.»

The cat left scratches on the sofa.

«مواظب باش صفحه گوشی‌ات خراش نخورد.»

Be careful not to get scratches on your phone screen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scrapesسُر خوردگی‌ها

معمولی. مانند scratches برای توصیف آسیب‌های سطحی خفیف به کار می‌رود، مخصوصاً پوست یا اشیاء.

Common. Used similarly to 'scratches' to describe minor superficial damages on surfaces, especially skin or objects.

grazeخراشیدگی

روزمره. معمولاً به زخم‌های کوچک پوست که بر اثر سائیدگی ایجاد شده‌اند اشاره دارد؛ در این بافت می‌تواند جایگزین 'scratch' شود.

Everyday. Usually refers to minor skin injuries caused by scraping against something rough; can replace 'scratch' in skin injury contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000