scrimmaged

scrim·maged/skrɪˈmɪdʒd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scrimmagedpast participle (مفعولی): scrimmaged-ing (حال): scrimmaging3rd (سوم): scrimmages

فعل — ورزش تمرینی انجام دادن

ورزش تمرینی انجام دادندر بازی غیررسمی شرکت کردن

شرکت در تمرین یا بازی غیررسمی، عمدتاً در ورزش‌هایی مانند فوتبال یا راگبی.

Engaged in a practice or informal game, often in sports like football or rugby.

«تیم‌ها قبل از بازی اصلی تمرین کردند.»

The teams scrimmaged before the big game.

«بازیکنان برای آمادگی فصل تمرین کردند.»

Players scrimmaged to prepare for the season.

تفاوت با واژه‌های مشابه
practicedتمرین کرد

مرسوم. در زمینه تمرین ورزشی می‌توان به جای scrimmaged از practice استفاده کرد.

Common. Exchanging scrimmage with practice is possible in sports training contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000