scuttle
فعل — فرار کردن سریع
با قدمهای کوتاه و سریع دویدن.
To run hurriedly with short quick steps; to scurry.
«موش با قدمهای سریع از روی زمین عبور کرد.»
“The mouse scuttled across the floor.”
«وقتی سگ را دید سریع فرار کرد.»
“She scuttled away when she saw the dog.”
تفاوت با واژههای مشابه
غیررسمی. معنای نزدیک، هر دو به معنای دویدن سریع و سبک معمولاً برای فرار هستند.
Informal. Very close in meaning. Both imply quick, light running usually to escape or avoid something.
غیررسمی. شبیه اما بیشتر به دویدن سریع در مسافت کوتاه اشاره دارد.
Informal. Similar but usually implies running fast over a short distance rather than many quick steps.
متضادها
فعل — غرق کردن عمدی کشتی
غرق کردن عمدی یک کشتی با ایجاد سوراخ یا باز کردن شیرهای آب کشتی.
To deliberately sink a ship by making holes or opening seacocks.
«خدمه برای جلوگیری از به چنگ آمدن کشتی را غرق کردند.»
“The crew scuttled the ship to prevent its capture.”
«کشتی قدیمی را در آبهای عمیق عمدی غرق کردند.»
“They scuttled the old boat in deep water.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/دریایی. 'غرق شدن' کلی، 'scuttle' به غرق عمدی معمولاً توسط خدمه اشاره دارد.
Formal/nautical. 'Sink' is general; 'scuttle' is specific to deliberate sinking, usually by the crew.