seals

/siːlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): seals

اسم — فک

فکدلفین دریایی

پستانداران آبزی با باله، که در دریاهای سرد زندگی می‌کنند و به شنا و غواصی شناخته شده‌اند.

Aquatic mammals with flippers, living in cold seas and known for swimming and diving.

«فک‌ها می‌توانند زیر آب مدت طولانی نفس‌شان را نگه دارند.»

Seals can hold their breath for a long time underwater.

«ما فک‌ها را که روی صخره‌ها بازی می‌کردند تماشا کردیم.»

We watched the seals playing on the rocks.

2noun (اسم)commonplural (جمع): seals

اسم — مهر

مهردرزگیرلاستیک آب‌بندی

وسیله یا ماده‌ای که برای بستن یا محکم کردن چیزی به کار می‌رود تا معمولاً ضدآب یا هوا شود.

A device or substance used to close or secure something tightly, often to make it waterproof or airtight.

«مطمئن شو که مهر روی ظرف محکم است.»

Make sure the seal on the jar is tight.

«پاکت دارای مهر موم بود.»

The envelope had a wax seal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stampمهر

رایج. هنگامی که به نشانه رسمی اشاره دارد جایگزین seal می‌شود.

Common. Can replace 'seal' when referring to official imprints.

gasketلاستیک آب‌بندی

فنی. بخشی برای آب‌بندی اتصالات، مخصوصاً در ماشین‌آلات یا لوله‌ها.

Technical. Part used for sealing joints, especially in machines or pipes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000