secondly

sec·ond·ly/ˈsɛkəndli/
secondcoming after the first-lyin a particular manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): secondposition (جایگاه): beginning

قید — ثانیاً

ثانیاًدر مرحله دوم

برای معرفی نکته یا دلیل دوم در یک لیست یا استدلال استفاده می‌شود.

Used to introduce the second point or reason in a list or argument.

«اولاً، باید داده‌ها را جمع‌آوری کنیم، و ثانیاً، باید آن‌ها را تحلیل کنیم.»

Firstly, we need to gather data, and secondly, we must analyze it.

«در مرحله دوم، تأثیرات زیست‌محیطی انتخاب‌های خود را در نظر بگیرید.»

Secondly, consider the environmental impact of your choices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nextبعدی

روزمره/عادی. اصطلاحی کلی‌تر برای چیزی که در ادامه می‌آید. در برخی لیست‌ها قابل تعویض است، اما 'secondly' به طور خاص به مورد دوم اشاره دارد، در حالی که 'next' می‌تواند هر مورد بعدی باشد.

Everyday/common. A more general term for something that follows. Can be used interchangeably in some lists, but 'secondly' specifically denotes the second item, whereas 'next' could be any subsequent item.

furthermoreعلاوه بر این

رسمی. برای معرفی یک نکته اضافی استفاده می‌شود، اغلب نکته‌ای که به نکته قبلی اضافه می‌کند یا آن را تقویت می‌کند. در حالی که مورد دیگری را معرفی می‌کند، لزوماً به این معنی نیست که دومین مورد در یک دنباله شماره‌گذاری شده است، و آن را برای شمارش دقیق کمتر مناسب می‌کند.

Formal. Used to introduce an additional point, often one that adds to or strengthens the previous point. While it introduces another item, it doesn't necessarily imply it's the 'second' in a numbered sequence, making it less suitable for precise enumeration.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000