selenic

se·le·nic/sɪˈlɛnɪk/
selenemoon-icrelated to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more selenicsuperlative (عالی): most selenic

صفت — ماه‌وار

ماه‌واروابسته به ماه

مربوط به ماه یا مختص آن.

Related to or characteristic of the moon.

«محققان ویژگی‌های سطح ماه‌وار را مطالعه کردند.»

The researchers studied the selenic surface features.

«هنر باستان اغلب نمادهای وابسته به ماه را نشان می‌دهد.»

Ancient art often shows selenic symbols.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lunarماه‌وار

رایج. معمولاً در زمینه علمی یا شاعرانه جایگزین سِلنیک می‌شود.

Common. Can generally replace 'selenic' in scientific or poetic contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000