self-service

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

self-ser·vice/ˌsɛlfˈsɜːrvɪs/
self-referring to oneselfservicehelp or work done for others
adjective (صفت)common

صفت — سلف‌سرویس

سلف‌سرویسخودخدمت‌رسان

نوعی خدمت که مشتری خودش بدون کمک کارکنان انجام می‌دهد.

Allowing customers to serve themselves without assistance from staff.

«سوپرمارکت صندوق پرداخت سلف‌سرویس دارد.»

The supermarket offers a self-service checkout.

«رستوران سلف‌سرویس است و خودتان غذا را می‌گیرید.»

The restaurant is self-service, so you pick up your food yourself.

تفاوت با واژه‌های مشابه
automatedخودکار

رسمی. به سیستم خودکار اشاره دارد و در زمینه‌های فنی معمولاً با self-service قابل تعویض است.

Formal. Refers to a system working automatically, often interchangeable with self-service in technical contexts, e.g. automated checkout vs self-service checkout.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000