self-possession

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

self-pos·ses·sion/ˌsɛlf pəˈzɛʃən/
self-one's own personpossessto have control-ionstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — خویشتن‌داری

خویشتن‌داریتسلط بر خود

توانایی حفظ آرامش و کنترل احساسات و رفتار، به‌ویژه در موقعیت دشوار.

Calm control of one's emotions and behavior, especially in a difficult situation.

«او با خویشتن‌داری زیاد به توهین پاسخ داد.»

She answered the insult with great self-possession.

«تسلط او بر خود حاضران را تحت تأثیر قرار داد.»

His self-possession impressed the audience.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000