sensa

sen·sa/ˈsɛnsə/
noun (اسم)technicalplural (جمع): sensa

اسم — حس‌ها

حس‌هاداده‌های حسی

شکل جمع 'sensum'، یک حس یا داده منفرد از تجربه حسی. اغلب در فلسفه استفاده می‌شود.

A plural form of 'sensum', an individual sensation or datum of sense experience. Often used in philosophy.

«فیلسوفان درباره ماهیت حس‌ها و ادراک بحث می‌کنند.»

Philosophers debate the nature of sensa and perception.

«دانش ما از جهان خارج بر پایه حس‌ها بنا شده است.»

Our knowledge of the external world is built upon sensa.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sensationsاحساسات

رایج. احساسات یا ادراکات فیزیکی. اغلب می‌تواند به جای 'sensa' استفاده شود هنگامی که به داده‌های خام دریافت شده توسط حواس اشاره دارد، اگرچه 'sensa' بیشتر به بافت‌های فلسفی و فنی محدود می‌شود. 'مغز احساسات بصری را پردازش می‌کند' درست است، 'فیلسوفان درباره ماهیت حس‌ها بحث می‌کنند' درست است.

Common. Physical feelings or perceptions. It can often be used interchangeably with 'sensa' when referring to the raw data received by the senses, though 'sensa' is more restricted to philosophical and technical contexts. 'The brain processes visual sensations' works, 'Philosophers discuss the nature of sensa' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000