shabbiest

shab·bi·est/ˈʃæbi.ɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): shabbiersuperlative (عالی): shabbiest

صفت — کهنه‌ترین

کهنه‌ترینمسته‌ترین

فرسوده‌ترین، قدیمی‌ترین یا بدترین وضعیت نسبت به سایرین.

The most worn, old, or in worst condition compared to others.

«این کهنه‌ترین ژاکتی است که دارم.»

This is the shabbiest jacket I own.

«در میان همه خانه‌ها، خانه آنها مسته‌ترین به نظر می‌رسید.»

Out of all the houses, theirs looked the shabbiest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000