shaker

shak·er/ˈʃeɪ.kər/
shaketo move quickly back and forth-erone who does something
1noun (اسم)commonplural (جمع): shakers

اسم — نمک‌پاش

نمک‌پاششیکر

ظرفی برای مخلوط یا پاشیدن مواد با تکان دادن، مثل نمک‌پاش.

A container used to mix or sprinkle substances by shaking, such as a salt shaker.

«لطفاً نمک‌پاش را به من بده.»

Please pass me the salt shaker.

«او از شیکر برای مخلوط کردن کوکتل استفاده کرد.»

He used a shaker to mix the cocktail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mixerهمزن

رایج. وقتی درباره دستگاه‌های مخلوط‌کننده است به جای shaker می‌آید اما برای نمک‌پاش مناسب نیست.

Common. Can replace 'shaker' when referring to devices mixing ingredients by shaking, but not for sprinklers like salt shaker.

2noun (اسم)commonplural (جمع): shakers

اسم — لرزاننده

لرزانندهمختل‌کننده

فرد یا چیزی که باعث لرزش یا برهم‌ریختگی می‌شود.

A person or thing that causes shaking or disruption.

«زلزله، لرزاننده قدرتمندی بود.»

The earthquake was a powerful shaker.

«او در دنیای کسب‌وکار انسان تأثیرگذاری بود.»

He was a real shaker in the business world.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000