shaken

sha·ken/ˈʃeɪ·kən/
shaketo move back and forth quickly-enpast participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — لرزیده

لرزیدهمضطربمتأثر

از نظر روانی یا جسمی تحت تأثیر تکان یا شوک قرار گرفته.

Disturbed or affected emotionally or physically by shaking or shock.

«او بعد از حادثه همچنان لرزان بود.»

He was still shaken after the accident.

«خبر او را آشکارا متأثر کرد.»

The news left her visibly shaken.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disturbedناراحت

متداول. معنای احساسی مشابه ولی کلی‌تر از shaken دارد.

Common. Similar emotional meaning but more general than 'shaken'.

unsettledناآرام

متداول/غیررسمی. به احساسات یا وضعیت‌های ناآرام اشاره می‌کند، در برخی مواقع جایگزین shaken می‌شود.

Common/informal. Refers to disturbed feelings or situations, can replace 'shaken' in some emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000