shambles

sham·bles/ˈʃæmbəlz/
noun (اسم)common

اسم — آشفتگی

آشفتگیبی‌نظمی کاملهرج و مرج

وضعیتی کاملا نامنظم و هرج‌ومرج.

A state of total disorder or chaos.

«دفتر کاملاً به آشفتگی کشیده شده بود.»

The office was in complete shambles.

«بعد از مهمانی، آشپزخانه به هم ریخته بود.»

After the party, the kitchen was a shambles.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messبه هم ریختگی

رایج. کمتر رسمی ولی معنی مشابه دارد.

Common. Less formal but similar meaning.

chaosبی‌نظمی

رسمی. تاکید بر بی‌نظمی کامل؛ شبیه shambles است.

Formal. Emphasizes total disorganization; similar to shambles.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000