shamble

sham·ble/ˈʃæmbəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shambledpast participle (مفعولی): shambled-ing (حال): shambling3rd (سوم): shambles

فعل — شل و ول راه رفتن

شل و ول راه رفتنیله رفتنپای کشیدن

با گام‌هایی آهسته، نامنظم و بدون تعادل راه رفتن.

To walk or move with a slow, shuffling, awkward gait.

«پیرمرد به آرامی و شل و ول در خیابان راه می‌رفت.»

The old man shambled slowly down the street.

«او خسته و شل و ول وارد اتاق شد.»

He shambled into the room, looking exhausted.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shuffleکشان کشان رفتن

روزمره. تاکید بر کشیدن پاها بدون بلند کردن درست آن‌ها. در توصیف راه رفتن خسته یا ضعیف می‌تواند به جای 'shamble' استفاده شود، اما 'shuffle' لزوماً به معنی دست و پا چلفتی بودن نیست. 'او آهسته از اتاق بیرون رفت' درست است، 'زامبی شل و ول راه رفت' نیز درست است.

Everyday. Emphasizes dragging one's feet without lifting them properly. Can be used interchangeably with 'shamble' when describing a tired or weak walk, but 'shuffle' doesn't necessarily imply clumsiness. 'He shuffled slowly out of the room' works, 'The zombie shuffled' also works.

lumberبا سنگینی حرکت کردن

ادبی/توصیفی. به معنای حرکت سنگین و دست و پا چلفتی، اغلب به دلیل اندازه یا وزن است. حرکت سنگین‌تر و کندتری را نسبت به 'shamble' پیشنهاد می‌کند. 'خرس با سنگینی از میان جنگل حرکت کرد' درست است، 'او شل و ول به سمت در رفت' درست است.

Literary/descriptive. Implies moving heavily and clumsily, often due to size or weight. It suggests a more ponderous movement than 'shamble'. 'The bear lumbered through the woods' works, 'She shambled to the door' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000