shirty

shir·ty/ˈʃɜːr.ti/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): shirtiersuperlative (عالی): shirtiest

صفت — کمی عصبانی

کمی عصبانیبدخلق

به سرعت عصبانی یا بدخلق شدن؛ تندخو.

Easily annoyed or bad-tempered; irritable.

«وقتی درباره مشکل پرسیدند، کمی عصبانی شد.»

He got shirty when asked about the problem.

«دست از بدخلقی بردار و آرام باش.»

Stop being shirty and calm down.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritableتحریک‌پذیر

رایج. معنای مشابه ولی کلی‌تر؛ shirty اغلب اشاره به ناراحتی‌های کوتاه و کوچک دارد.

Common. Similar meaning but more general; 'shirty' often implies sudden, petty annoyance.

testyزود رنج

رسمی/غیررسمی. اغلب به طور مشابه استفاده می‌شود؛ 'testy' کمی رسمی‌تر است.

Formal/Informal. Often used synonymously; 'testy' is a bit more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000