shoemaker

shoe·mak·er/ˈʃuː.meɪ.kər/
shoefootwearmakerone who makes
noun (اسم)commonplural (جمع): shoemakers

اسم — کفش‌دوز

کفش‌دوزکفاش

کسی که کفش می‌سازد یا تعمیر می‌کند.

A person who makes or repairs shoes.

«کفاش من چکمه‌های کهنه‌ام را تعمیر کرد.»

My shoemaker fixed my worn-out boots.

«کفاش از چرم برای ساخت کفش استفاده می‌کند.»

The shoemaker uses leather to make shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cobblerکفاش

رایج. معمولاً به کسی گفته می‌شود که کفش تعمیر می‌کند؛ گاهی با shoemaker قابل تعویض است.

Common. Usually refers to someone who repairs shoes; sometimes interchangeable with shoemaker.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000