cobbler

cob·bler/ˈkɒblər/
1noun (اسم)commonplural (جمع): cobblers

اسم — کفاش

کفاشتعمیرکار کفش

فردی که کفش‌ها را تعمیر می‌کند.

A person who repairs shoes.

«او چکمه‌هایش را به کفاش برد.»

He took his boots to the cobbler.

«کفاش پاشنه شکسته را تعمیر کرد.»

The cobbler fixed the broken heel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shoemakerکفاش

معمولی. معمولاً به کسی اشاره دارد که کفش می‌سازد نه تعمیر می‌کند؛ cobbler مخصوص تعمیر است.

Common. Often refers to one who makes shoes rather than repairs them; cobbler specifically repairs.

2noun (اسم)commonplural (جمع): cobblers

اسم — کوبلر (دسر)

کوبلر (دسر)

نوعی دسر با میوه که روی آن با خمیر یا بیسکویت پوشانده شده است.

A dessert made with fruit topped with a biscuit or batter crust.

«او برای دسر کوبلر هلو درست کرد.»

She made a peach cobbler for dessert.

«کوبلر سیب خوشمزه بود.»

The apple cobbler was delicious.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000