در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که کفشها را تعمیر میکند.
A person who repairs shoes.
«او چکمههایش را به کفاش برد.»
“He took his boots to the cobbler.”
«کفاش پاشنه شکسته را تعمیر کرد.»
“The cobbler fixed the broken heel.”
معمولی. معمولاً به کسی اشاره دارد که کفش میسازد نه تعمیر میکند؛ cobbler مخصوص تعمیر است.
Common. Often refers to one who makes shoes rather than repairs them; cobbler specifically repairs.
نوعی دسر با میوه که روی آن با خمیر یا بیسکویت پوشانده شده است.
A dessert made with fruit topped with a biscuit or batter crust.
«او برای دسر کوبلر هلو درست کرد.»
“She made a peach cobbler for dessert.”
«کوبلر سیب خوشمزه بود.»
“The apple cobbler was delicious.”