cobbled

cob·bled/ˈkɒbəld/
cobbleto repair roughly-edpast tense suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): cobbledpast participle (مفعولی): cobbled-ing (حال): cobbling3rd (سوم): cobbles

فعل — تعمیر کردن

تعمیر کردنسنگفرش کردن

به‌طور غیر حرفه‌ای یا دست‌وپا شکسته تعمیر یا سرهم کردن، مخصوصاً درباره کفش یا سنگ‌فرش.

Repaired roughly or assembled awkwardly, especially shoes or pavements.

«آن‌ها راه را با سنگ‌ها سنگفرش کردند.»

They cobbled the path with stones.

«او کفشش را برای تعمیر کفی به‌طور موقتی وصله کرد.»

He cobbled his shoes to fix the sole.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mendصیقل دادن

رایج. معمولاً به معنای تعمیر است ولی 'cobble' به معنای زودهنگام یا غیرحرفه‌ای است.

Common. Generally means repair, but 'cobble' implies roughness or haste.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000