shoot off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈʃut ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — با عجله رفتن

با عجله رفتنیک‌دفعه زدن به چاک

ناگهان و با عجله جایی را ترک کردن.

To leave suddenly and quickly.

«باید پیش از بدتر شدن ترافیک سریع بروم.»

I have to shoot off before traffic gets worse.

«او بعد از تمام شدن جلسه فوراً رفت.»

She shot off after the meeting ended.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — سریع فرستادن

سریع فرستادنبی‌مقدمه گفتن

پیام، پرسش یا حرفی را سریع و بی‌مقدمه فرستادن یا گفتن.

To send a message, question, or remark quickly and without much thought.

«یک ایمیل کوتاه و سریع برای گروه فرستادم.»

I shot off a quick email to the team.

«او سه پرسش را یک‌جا و بی‌مقدمه مطرح کرد.»

She shot off three questions at once.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000