shoot down

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈʃut daʊn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سرنگون کردن

سرنگون کردنبا تیر انداختن

با شلیک کردن باعث سقوط هواپیما یا چیز پرنده شدن.

To cause an aircraft or other flying object to fall by firing at it.

«سامانهٔ دفاعی پهپاد را سرنگون کرد.»

The defense system shot down the drone.

«آن‌ها دو هواپیمای بی‌سرنشین را سرنگون کردند.»

They shot down two unmanned aircraft.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — رد کردن

رد کردننپذیرفتن

ایده، درخواست یا پیشنهادی را قاطعانه رد کردن.

To reject an idea, request, or proposal decisively.

«هیئت‌مدیره پیشنهاد را رد کرد.»

The board shot down the proposal.

«او درخواست مرخصی من را نپذیرفت.»

She shot down my request for leave.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000