verb (فعل)commonpast (گذشته): shookpast participle (مفعولی): shaken-ing (حال): shaking3rd (سوم): shakes
فعل — تکان داد
تکان دادلرزید
گذشته فعل 'shake'؛ چیزی را سریع به جلو و عقب حرکت دادن.
Past tense of 'shake'; to move something quickly back and forth.
«او قبل از باز کردن بطری آن را تکان داد.»
“She shook the bottle before opening it.”
«او از ترس میلرزید.»
“He shook with fear.”
تفاوت با واژههای مشابه
trembled— لرزید
معمولاً برای لرزش ناخواسته یا احساسی به کار میرود و کمتر برای اشیا.
Used more for involuntary or emotional shaking, less for objects.