shook

/ʃʊk/
verb (فعل)commonpast (گذشته): shookpast participle (مفعولی): shaken-ing (حال): shaking3rd (سوم): shakes

فعل — تکان داد

تکان دادلرزید

گذشته فعل 'shake'؛ چیزی را سریع به جلو و عقب حرکت دادن.

Past tense of 'shake'; to move something quickly back and forth.

«او قبل از باز کردن بطری آن را تکان داد.»

She shook the bottle before opening it.

«او از ترس می‌لرزید.»

He shook with fear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trembledلرزید

معمولاً برای لرزش ناخواسته یا احساسی به کار می‌رود و کمتر برای اشیا.

Used more for involuntary or emotional shaking, less for objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000