در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک حیوان کوچک دریایی خوراکی با بدنی خمیده و شاخکهای بلند
A small edible sea creature with a curved body and long antennae
«من میگوی کبابی برای شام سفارش دادم.»
“I ordered grilled shrimp for dinner.”
«میگو یک غذای دریایی محبوب است.»
“Shrimp is a popular seafood.”
رایج، اغلب به جای هم استفاده میشود، به ویژه در انگلیسی بریتانیایی؛ تفاوتهای جزئی گونهای دارد.
Common, often used interchangeably especially in British English; slight species distinctions.