sickened

sick·ened/ˈsɪk.ənd/
adjective (صفت)common

صفت — مستأصل

مستأصلحالت تهوع گرفته

احساس نفرت یا مریضی جسمی به علت چیزی ناخوشایند.

Feeling disgusted or made physically ill by something unpleasant.

«او از شنیدن خبر بد حالت تهوع گرفت.»

She felt sickened by the terrible news.

«او از دیدن تصادف حالش بد شد.»

He was sickened at the sight of the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disgustedنفرت‌زده

احساس منفی شدید که در زمینه‌های احساسی قابل جایگزینی است.

Strong negative feeling interchangeable in emotional contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000